strategy
به همرسانی
/ ˈstra-tə-jē /
noun
استراتژی، رزمآرایی، فنِ راهبردِ سپاه (نظامی)؛
برنامهریزی، مدیریت؛
سیاست، برنامه، نقشه، تدبیر
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِستَرازه
\ estar.âz.e \
اسم
ساختواژه
اِستَراز
+
ــِـه
بروید به: strategize .
نکته
اِستَراز
\ estar.âz. \
اسم
ساختواژه
اِستَراز
بروید به: strategize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او یکی از باهوشترین فرماندهانِ جنگ بود، و وقتی سخن از اِسترازهٔ (استراتژیِ) جنگ میشد اول از همه نامِ او در ذهنِ همه نقش میبست.
او یک اِستَرازهٔ (استراتژیِ) عالی برای افزایشِ فروشِ کارگاههای صنایعِ دستی در کشور طراحی کرد.
با درنظرداشتِ اِستَرازِ (استراتژیِ) بلندمدت، میتوان گفت پیشرفتِ چندانی در روندِ آشتی میانِ ایران و آمریکا پدید نیامده است.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه