strain
به همرسانی
/ ˈstrān /
verb (T)
کشیدن، محکم کشیدن (طناب و غیره)؛
فشار آوردن به، صدمه زدن به، آسیب رساندن به (اندام)؛
از حدِّ ... فراتر رفتن، از حدودِ ... فراگذشتن (حقوق، امکانات و غیره)؛
صاف کردن (غذا، چای)
strain
/ ˈstrān /
verb (I)
تمامِ زورِ خود را زدن، تمامِ تلاشِ خود را کردن
strain
/ ˈstrān /
noun
کشیدگی، کشیده شدگی؛
نیروی کشش، کشش؛
فشار (به لحاظِ جسمی و روحی)؛
خستگی، فرسودگی؛
نگرانی؛
رگ به رگ شدگی، پیچخوردگی؛
نغمه، نوا (رسمی)؛
لحن، شیوه
strain
/ ˈstrān /
noun
گرایشِ موروثی، رگۀ موروثی؛
نسل، نژاد
دیدگاهها
ثبت دیدگاه