متوقف کردن، نگه داشتن، واایستاندن، باعثِ توقفِ ... شدن؛
دست از ... برداشتن، متوقف کردن، قطع کردن (کار و غیره)؛
ترک کردن، کنار گذاشتن (سیگار کشیدن)؛
جلوی ... را گرفتن، مانعِ ... شدن؛
بستن، گرفتن، پر کردن (سوراخ، درز)؛
پر کردن (دندان)؛
زدن (کلید، سیم)(موسیقی)؛
گرفتن (سوراخ)