stick
به همرسانی
/ ˈstik /
noun
چوب؛
هیزم، عصا، چوبدستی (برای سوزاندن)؛
چوگان، چوب (ورزش)؛
لول، تکه، قطعه (گچ، دینامیت و غیره)؛
چوب (برای رهبرِ ارکستر)؛
تیکه (اثاثیه و غیره)(محاوره)؛
آدم (محاوره)؛
ده، بیرون شهر (محاوره، در جمع، sticks)
stick
/ ˈstik /
verb (T)
فرو کردن، فرو بردن؛
چسباندن؛
زدن، نصب کردن (اطلاعیه و غیره)(محاوره)؛
گذاشتن؛
تحمل کردن، تاب آوردن، تحملِ ... داشتن (محاوره)
stick
/ ˈstik /
verb (I)
فرو رفتن، تو رفتن؛
چسبیدن؛
گیر کردن، ماندن (در چیزی)؛
جا افتادن، تثبیت شدن (محاوره)؛
خوابیدن (بازیِ ورق)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه