stem
به همرسانی
/ ˈstem /
noun
ساقه؛
تنه (درخت)؛
دُم (برگ، گُل و غیره)؛
پایه (گیلاسِ شرابخوری)؛
دسته (پیپ)؛
بن، سِتاک (دستورِ زبان)؛
شاخهٔ اصلی (در سلسلهٔ انساب)
stem
/ ˈstem /
verb (T)
بند آوردن، متوقف کردن، جلوی … را گرفتن (جریانِ مایع)؛
جلوی … را گرفتن، مقابله کردن با، روبرو شدن با (بیماری، مخالفت و غیره)؛
هشت کردن (اسکی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه