stay
به همرسانی
/ ˈstā /
verb (I)
ماندن، باقی ماندن؛
مکث کردن، درنگ کردن، ایستادن، توقف کردن، صبر کردن؛
اقامت کردن، ماندن، بودن؛
تاب آوردن، تحمل کردن
stay
/ ˈstā /
verb (T)
به تعویق انداختن، به تأخیر انداختن، جلوی ... را گرفتن، در ... دست نگه داشتن؛
تحملِ ... را داشتن، در برابرِ ... تاب آوردن
stay
/ ˈstā /
noun
توقف؛
اقامت، ماندن؛
دیدار
stay
/ ˈstā /
noun
مهار، طناب، سیم؛
حامی، تکیهگاه، پشتیبان؛
کرستِ فنردار (در جمع، stays)؛
شکمبند
دیدگاهها
ثبت دیدگاه