شروع کردن به، آغاز کردن، شروع به ... کردن؛
دست گرفتن، دست به ... زدن (کارِ تازه و غیره)؛
پیش گرفتن (سفر)؛
روشن کردن، به کار انداختن، استارت زدن (اتومبیل، موتور)؛
روشن کردن، برپا کردن (آتش)؛
تأسیس کردن، بنیاد نهادن (مؤسسه، روزنامه و غیره)؛
دستِ ... را گرفتن، کارِ ... را راه انداختن (در کاری)(شخص)؛
واداشتن، برانگیختن (به کاری)؛
انداختن (به خنده، فکر و غیره)؛
رم دادن، رماندن، تاراندن (حیوان)(رسمی)