ایستادن، سرپا ایستادن، از جای خود بلند شدن، واایستادن؛
بلند شدن، پا شدن، برخاستن؛
سرِ پا بودن؛
سیخ شدن، راست شدن (مو)؛
ارتفاع داشتن، طولِ چیزی ... بودن، قدیِ کسی ... بودن، طول داشتن، قد داشتن؛
قرار داشتن، بودن، واقع بودن، وجود داشتن؛
ایستاده بودن (وسایطِ نقلیه)؛
ایستادن، توقف کردن؛
برجا ماندن، برقرار ماندن، باقی ماندن، ماندن، پا برجا بودن، معتبر بودن، به قوتِ خود باقی بودن (قرارداد و غیره)؛
بودن؛
به عهده گرفتن (مجازی)؛
در وضعیتِ ... بودن، امکانِ ... را داشتن، شانسِ ... را داشتن، احتمالِ ... را داشتن (باخت، برد و غیره)؛
راکد بودن، ساکن بودن، بیحرکت بودن (مایعات، آب)؛
ماندن، بیحرکت ماندن (خمیر)؛
نامزدِ انتخابات بودن، نامزدِ انتخابات شدن، داوطلبِ انتخابات بودن (در بریتانیا)؛
روانه شدن، رفتن، حرکت کردن (کَشتی)(دریانوردی)