پرواری کردن، بستن (گوسفند)؛
از کار انداختن، خاموش کردن (موتور، اتومبیل)؛
باعثِ افتِ سرعتِ ... شدن، باعثِ افتِ ارتفاعِ ... شدن (هواپیما)؛
طفره رفتن از، پشتِ گوش انداختن، به تأخیر انداختن (پاسخ و غیره)؛
از جواب دادن به ... طفره رفتن (شخص)؛
به تأخیر انداختن، مانع ایجاد کردن برای، متوقف کردن (لایحه، طرح و غیره)