stalk
به همرسانی
/ ˈstȯk /
noun
ساقه (گیاه)؛
دم، ستاک (گل، میوه، برگ)؛
پایه (جانورشناسی)
stalk
/ ˈstȯk /
verb (I)
با گامهای محکم راه رفتن، با قدمهای کشیده رفتن، با عصبانیت رفتن؛
با ناز و تبختر حرکت کردن، خرامیدن
stalk
/ ˈstȯk /
verb (T)
آهستهآهسته رخنه کردن در، به تدریج غلبه کردن بر، آهستهآهسته فراگرفتن، به جنبش درآمدن در (در موردِ ترس، بیماری و غیره)؛
پرسه زدن در، گشتن در (در موردِ روح)؛
پاورچینپاورچین نزدیک شدن به، بیسروصدا به طرفِ ... رفتن، آهسته تعقیب کردن (شکار)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه