stale
به همرسانی
/ ˈstāl /
adjective
مانده، بیات، کهنه، شبمانده، بو گرفته، بوی نا گرفته (غذا)؛
دمکرده، سنگین (هوا)؛
کهنه، قدیمی، پیشپاافتاده (خبر، فکر و غیره)؛
خستهکننده، ملالآور، کسالتبار؛
خسته، ملول، بیعلاقه، بیحوصله (شخص)
stale
/ ˈstāl /
verb (I)
بو گرفتن، بوی نا گرفتن؛
کهنه شدن، قدیمی شدن، تازگیِ خود را از دست دادن، از طراوت افتادن؛
یکنواخت شدن، بیمزه شده
stale
/ ˈstāl /
verb (T)
کهنه کردن، از تازگی انداختن؛
سنگین کردن (هوا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه