stake sth out
به همرسانی
verb (T)
علامت گذاری کردن، تیرگذاری کردن، تیر زدن (محوطه، زمین)؛
محصور کردن؛
حقِ خود دانستن، متعلقِ به خود دانستن؛
علاقۀ مخصوصی به ... نشان دادن؛
تحتِ نظر قرار دادن، زیرِ نظر داشتن (در آمریکا، محاوره، در موردِ پلیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه