stack
به همرسانی
/ ˈstak /
noun
کپه، پشته، تل، توده؛
چاتمه (تفنگ)؛
دودکش (کارخانه، کَشتی)؛
دودکشها؛
قفسه (کتاب)؛
هواپیماهای منتظرِ فرود، هواپیماهای فرودی
stack
/ ˈstak /
verb (T)
کپه کردن، توده کردن، روی هم انباشتن، تلنبار کردن؛
چاتمه کردن (تفنگ)؛
پر کردن، انباشتن (جا، محل)؛
تقلب کردن، کارت کشیدن (بازیِ ورق)؛
جور کردن (ورق)؛
در نوبتِ فرود گذاشتن (هواپیما)
stack
/ ˈstak /
verb (I)
منتظرِ نوبتِ فرود بودن (هواپیما)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه