stable
به همرسانی
/ ˈstā-bəl /
adjective
ثابت، مستقر (کار و غیره)؛
پایدار، محکم، استوار، قرص (دولت، روابط)؛
تثبیتشده، باثبات (موقعیت)؛
محکم، پروپاقرص، باثبات (شخص)؛
قابلاعتماد؛
پایدار، بادوام، ثابت (جسم)
stable
/ ˈstā-bəl /
noun
اصطبل؛
باشگاهِ اسبسواری؛
اسبهای اصطبل، اصطبل؛
گروه، دسته (مجازی، بازیگران، ورزشکاران وغیره)
stable
/ ˈstā-bəl /
verb (T)
در اصطبل نگه داشتن؛
در اصطبل گذاشتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه