squint
به همرسانی
/ ˈskwint /
verb (I)
لوچ بودن، کسی چشمهایش چپ بودن، چپول بودن؛
از گوشۀ چشم نگاه کردن؛
با چشمِ نیمبسته نگاه کردن
squint
/ ˈskwint /
noun
چشمِ لوچ، چشمهای لوچ؛
لوچی، حالتِ لوچی؛
نگاه، نظر، نگاهِ سریع (در بریتانیا، محاوره)
squint
/ ˈskwint /
adjective
لوچ، چپ (محاوره)(چشم)؛
چپکی (نگاه)
squint
/ ˈskwint /
adverb
کج، کجکی، یکوَری (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه