spy on / into
به همرسانی
idiom
پاییدن، مخفیانه مراقبِ ... بودن، اطلاعات جمع کردن دربارۀ، جاسوسیِ ... را کردن، زاغ سیاهِ ... را چوب زدن، رفتارِ ... را زیرِ نظر گرفتن، زیرِ نظر گرفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه