spy
به همرسانی
/ ˈspī /
noun
جاسوس؛
جاسوسی (صفتگونه)؛
مأمورِ مخفی، جاسوس، خفیهنویس، خبربر
spy
/ ˈspī /
verb (I)
جاسوسی کردن؛
جاسوس بودن، خبربری کردن
spy
/ ˈspī /
verb (T)
دیدن، مشاهده کردن، ملاحظه کردن، متوجهِ ... شدن (رسمی، به شوخی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه