spur
به همرسانی
/ ˈspər /
noun
مهمیز؛
انگیزه، محرک، موجب؛
سیخ، سیخک؛
سیخک (در پای خروس)؛
سکو، رفِ سنگی (در کوه و تپه)؛
جادۀ فرعی؛
خطِ فرعی (راهآهن)؛
فرعی (صفتگونه)
spur
/ ˈspər /
verb (T)
مهمیز زدن به؛
برانگیختن، تحریک کردن، ترغیب کردن، تشویق کردن، به پیش راندن، وادار کردن
spur
/ ˈspər /
verb (I)
به تک رفتن، رکابکش رفتن (سوار)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه