spring
به همرسانی
/ ˈspriŋ /
noun
پرش، جهش، جست؛
چشمه؛
سرچشمه؛
فنر؛
فنری (صفتگونه)؛
کشسانی، خاصیتِ ارتجاعی، حالتِ فنری؛
سرزندگی، نشاط
spring
/ ˈspriŋ /
noun
بهار، فصلِ بهار؛
بهاری (صفتگونه)
spring
/ ˈspriŋ /
verb (I)
پریدن، جهیدن، جست زدن؛
به کار افتادن (تله، قفل)؛
منفجر شدن (معدن)؛
دررفتن (فنر)
spring
/ ˈspriŋ /
verb (T)
به کار انداختن (تله، قفل)؛
منفجر کردن (معدن)؛
فرار دادن، دردادن (زندانی)(محاوره)؛
از سوراخ بیرون کشیدن، از لانه بیرون کشیدن (حیوان)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه