spread
به همرسانی
/ ˈspred /
verb (T)
گستردن، بازکردن، پهن کردن؛
مالیدن (کره، چسب و غیره)؛
پخش کردن، شایع کردن، پراکندن، منتشر کردن؛
قسمت کردن، تقسیم کردن (پرداختها، دورۀ تحصیلی و غیره)؛
چیدن، آماده کردن (برای غذا)(میز)
spread
/ ˈspred /
verb (I)
مالیده شدن؛
پخش شدن، پراکنده شدن، شیوع یافتن، منتشر شدن، شایع شدن؛
کشیده شدن (اعتصاب و غیره)؛
سرایت کردن (بیماری)؛
امتداد داشتن، گسترش یافتن، گسترده بودن
spread
/ ˈspred /
noun
دامنۀ گسترش، پهنا، وسعت؛
گستره، دامنه؛
پهنه؛
طول، عرض، فاصله (زمان، مکان)؛
مدت؛
پخش، گسترش؛
اشاعه؛
شیوع (بیماری)؛
انتشار (خبر)؛
مطلبِ دو صفحهای (روزنامهنگاری)؛
غذا، سفرۀ رنگین (روی میز)؛
روتختی؛
رومیزی؛
غذای خامهمانند، غذای نرم؛
کره؛
کِرِم
دیدگاهها
ثبت دیدگاه