spray
به همرسانی
/ ˈsprā /
noun
شاخۀ کوچک (درخت)؛
گلسینه (جواهر)؛
دستهگلِ کوچک
spray
/ ˈsprā /
noun
قطراتِ ریز، پوش، نمِ آب، ترشح؛
اسپری (برای عطر، حشرهکش و جز آن)؛
اسپری، افشانه (دستگاه)
spray
/ ˈsprā /
verb (T)
پاشیدن، اسپری کردن (رنگ، حشرهکش و غیره)؛
سمپاشی کردن، آفتکش زدن به (گیاه، محصول)؛
به گلوله بستن، سوراخسوراخ کردن
spray
/ ˈsprā /
verb (I)
پاشیده شدن، ترشح کردن (مایع)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه