sponsored
به همرسانی
adjective
برای مقاصدِ خیریه، به نفعِ امورِ خیریه (مسابقه)؛
حمایتشده، موردِ حمایت (برنامۀ رادیویی وغیره)؛
پیشنهاد شده، سازمان داده شده (طرح و غیره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بانسته
\ bân.es.t.e \
صفت
ساختواژه
بانست
+
ــِـه
بروید به: sponsor .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
یک تبلیغِ بانِسته (حمایتشده از نظرِ مالی) در صداوسیما توانست شرکت را از ورشکستگی نجات دهد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه