sponge
به همرسانی
/ ˈspənj /
noun
اسفنج (جانور)؛
اسفنج، ابر؛
اسفنج، پنبۀ گازپیچ، گاز(در جراحی)؛
اسفنجکشی، ابرکشی؛
کیکِ اسفنجی؛
آدمِ مفتخور، انگل، طیفی، سربار (محاوره)
sponge
/ ˈspənj /
verb (T)
با اسفنج پاک کردن، با اسفنج تمیز کردن؛
با ابر شستن، با ابر پاک کردن؛
اسفنجکشی کردن، ابرکشی کردن (زمین، میز و غیره)؛
تلکه کردن، تیغ زدن، گوشِ ... را بریدن (محاوره)
sponge
/ ˈspənj /
verb (I)
گوشبری کردن (محاوره)؛
انگل شدن، مفتخوری کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه