split sth up
به همرسانی
verb (I)
شکستن، تکهتکه شدن، خرد شدن، دونیم شدن؛
تقسیم شدن؛
منشعب شدن (حزب و غیره)؛
از هم جدا شدن، از هم طلاق گرفتن
split sth up
verb (T)
شکستن، تکهتکه کردن، خرد کردن، دو نیم کردن؛
تقسیم کردن، چند دسته کردن؛
موجبِ انشعاب در ... شدن (حزب و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه