spin
به همرسانی
/ ˈspin /
verb (T)
چرخاندن، به چرخش درآوردن؛
رشتن، ریسیدن، بافتن، تنیدن، تاب دادن، تافتن (نخ و غیره)؛
تنیدن، بافتن (در موردِ عنکبوت، کرمِ ابریشم)
spin
/ ˈspin /
verb (I)
چرخیدن، چرخ خوردن، چرخ زدن، تاب خوردن؛
گیج رفتن، به دوار افتادن (محاوره)(سر)؛
نخریسی کردن، نخ ریسیدن
spin
/ ˈspin /
noun
چرخش، چرخ، پیچش، تاب؛
گردش، گشت (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه