spell
به همرسانی
/ ˈspel /
noun
ورد، افسون، طلسم، جادو، سحر؛
مجذوبشدگی، افسونشدگی، شیفتگی؛
جذابیت، جاذبه، افسون، سحر
spell
/ ˈspel /
noun
دوره، مدت (زمان)؛
نوبت
spell
/ ˈspel /
verb (T)
هجی کردن، املای ... را گفتن (کلمه)؛
درست نوشتن (کلمه)؛
ساختن، تشکیل دادن، به وجود آوردن (در موردِ حروف)(کلمه)؛
به بار آوردن، در پی داشتن، منجر شدن به، متضمنِ ... بودن، به معنای ... بودن
spell
/ ˈspel /
verb (I)
هجی کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه