sound
به همرسانی
/ ˈsau̇nd /
adjective
سالم، بیعیب، بیعیب و نقص، درست (دندان و غیره)؛
محکم، قرص (بنیاد)؛
سلیم (عقل)؛
منطقی، محکم، مستدل، مطمئن، قابلاعتماد، متین (بحث و غیره)؛
کامل، درست و حسابی، جانانه (رسمی)؛
دقیق، صحیح (نوشته و غیره)؛
توانا، قابل (بازیکن و غیره)؛
عمیق، راحت (خواب)
sound
/ ˈsau̇nd /
noun
صوت (فیزیک)؛
صدا، آوا؛
سروصدا؛
لحن، نحوۀ گفتار؛
صدارس؛
موسیقی؛
صوتی، مربوط به صوت (صفتگونه)
sound
/ ˈsau̇nd /
verb (I)
بهنظر آمدن، بهنظر رسیدن، احساس شدن، جلوه کردن؛
بودن؛
به صدا درآمدن، صدا دادن، صدا کردن
sound
/ ˈsau̇nd /
verb (T)
به صدا درآوردن، صدای ... را درآوردن؛
نواختن، زدن (آلاتِ موسیقی)؛
تلفظ کردن (رسمی)؛
آزمایش کردن، امتحان کردن (رسمی)؛
وقتِ ... را اعلام کردن
sound
/ ˈsau̇nd /
verb (I)
عمقسنجی کردن، ژرفایابی کردن (دریا و غیره)
sound
/ ˈsau̇nd /
verb (T)
عمقِ ... را اندازهگیری کردن (دریا و غیره)
sound
/ ˈsau̇nd /
noun
تنگه، باب، بغاز (جغرافیا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه