come unstuck
به همرسانی
phrase
جدا شدن، کنده شدن، ورآمدن؛
شکست خوردن، در هم ریختن، فروپاشیدن، به گِل نشستن (محاوره)؛
شکست خوردن، موفق نشدن، زمین خوردن (شخص)(محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه