unravel
به همرسانی
/ ˌən-ˈra-vəl /
verb (T)
شکافتنِ بافتنی؛
باز کردنِ کلاف؛
حل کردنِ معما؛
جوابِ .... را پیدا
کردن، توضیح دادن، روشن کردن (مسئله، راز)؛
پرده برداشتن از، افشا کردن (توطئه، راز و غیره)
unravel
/ ˌən-ˈra-vəl /
verb (I)
شکافتنِ بافتنی؛
حل شدنِ معما؛
جوابِ ... پیدا شدن، روشن شدن (مسئله، راز)؛
برملا شدن یا از پرده بیرون افتادنِ توطئه و غیره؛
از هم
پاشیدنِ سازمان، ازدواج وغیره؛
نقشِ بر آب شدن یا به هم خوردنِ نقشه
دیدگاهها
ثبت دیدگاه