unplayable
به همرسانی
/ ˌən-ˈplā-ə-bəl /
adjective
مهارنشدنی، غیرقابلکنترل، دورازدسترس (توپ، بازیکن و غیره)؛
غیرقابل
بازی، نامناسب برای بازی (زمین)؛
دشوار، غیرقابلاجرا (قطعهٔ موسیقی)؛
کهنه، زهوار دررفته، بهدردنخور (سازِ موسیقی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه