so
به همرسانی
/ ˈsō /
adverb
اینقدر، اینهمه؛
خیلی، تا بخواهی، حسابی، خیلی زیاد، بینهایت، بیاندازه؛
آنقدرها هم، آنقدرهم، آن طور هم (در جملهٔ منفی)
آنقدر، آن اندازه؛
آنطور، آنچنان، چنان، چندان؛
تا به این اندازه، تا به این حدّ، اینقدر؛
این هوا (محاوره)
so
/ ˈsō /
adverb
اینطور، اینطوری، اینچنین، بدینسان، بدیننحو، اینجور؛
بله، آره، چرا (در تأییدِ مطلب)؛
همچنین، همینطور، نیز، هم
so
/ ˈsō /
conjunction
بنابراین، ازاینرو، به همین دلیل،به همین جهت؛
در نتیجه، لذا، پس، با این حساب؛
تا(محاوره)؛
خوب؛
باری؛
به هرحال؛
به فرض که، خوب حالا؛
خوب دیگر بگو، بگو ببینم؛
نیز، هم
so
/ ˈsō /
noun
بروید به: soh .
So
/ ˈsō /
abbreviation
کوتاه شدۀ southern
دیدگاهها
ثبت دیدگاه