come unglued
به همرسانی
phrase
عصبانی شدن، مگسی شدن، کفرِ کسی درآمدن، از جا در رفتن (شخص)؛
نقشِ بر آب شدن یا سر نگرفتنِ نقشه؛
(درآمریکا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه