نوواژه(ها)ی پیشنهادی
ناسَرده
\ nâ.('â)s.ar.d.e \
صفت
ساختواژه
نا + (
آ)سَرد +
ــِـهبروید به: finish .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- آخرین داستانِ او ناسَرده (ناتمام) ماند، زیرا او بر اثرِ تصادف جان داد.
- کارهای ناسَریدهٔ (ناتمامِ) خود را که انجام دادی میتوانی بروی باشگاه.