unfailing
به همرسانی
/ ˌən-ˈfā-liŋ /
adjective
بی شکست، بیوقفه؛
همیشگی، دائمی، مستمر، پایانناپذیر، تمامیناپذیر؛
خستگیناپذیر (کوشش)؛
بیدریغ (کمک)؛
قابلِاتکا، قابلِاعتماد
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
نااِسکر
\ nâ.eskar \
صفت
ساختواژه
نا
+
اِسکر
بروید به: fail .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او اشتیاقی نااِسکر (بیزوال، همیشگی) به موسیقی داشت، و سرانجام هم خوانندهای بیهمتا در هند شد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه