unemployed
به همرسانی
/ ˌən-im-ˈplȯid /
adjective
بیکار؛
مربوط به بیکاری؛
بلااستفاده؛
بهکارگرفتهنشده، بهکارنرفته؛
معطل (سرمایه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
ناآلیانده
\ nâ.'â.l(i)y.ân.d.e \
صفت
ساختواژه
نا
+
آلیاند
+
ــِـه
بروید به: employ .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او بیش از یک سال است که ناآلیانده (بیشغل) و ناامید در خانهٔ پدریِ خود زندگی میکند.
۲.
ثبت مثال
unemployed (the)
/ ˌən-im-ˈplȯid /
plural noun
بیکاران، افرادِ بیکار
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
ناآلیاندگان
\ nâ.â.l(i)y.ân.d.eg.ân \
اسم
ساختواژه
نا
+
آلیاند
(ــِـ
ه
) + ــ
گان
بروید به: employ .
نکته
دیدگاهها
ثبت دیدگاه