understanding
به همرسانی
/ ˌən-dər-ˈstan-diŋ /
noun
فهم، درک، دریافت؛
شعور؛
شناخت، اطلاع، آگاهی، آشنایی؛
همدلی؛
تفاهم؛
استنباط، برداشت (رسمی)؛
توافق، قرار، عهد
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باوِش
\ bav.eš \
اسم
ساختواژه
باو
+
ــِـش
بروید به: understand .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
باوِشِ ژرفِ (فهمِ عمیقِ) ما از دستورِ زبان برای یادگیریِ یک زبان اهمیتِ بسیار دارد.
۲.
ثبت مثال
understanding
/ ˌən-dər-ˈstan-diŋ /
adjective
فهمنده، فهیم؛
فهمیده، با شعور؛
همراه، همدل؛
(شخص)؛
حاکی از همدلی، حاکی از محبت (نگاه، لبخند)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باونده
\ bav.and.e \
اسم
ساختواژه
باوند
+
ــِـه
بروید به: understand .
نکته
باوا
\ bav.â \
صفت
ساختواژه
باو
+
ــا
بروید به: understand .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او آموزگاری بسیار باوَنده (فهیم) و باملاحظه است.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه