cause
به همرسانی
/ ˈkȯz /
noun
علت، سبب؛
دلیل، جهت؛
انگیزه، موجب، باعث؛
هدف، غایت، مقصود، منظور، آرمان؛
دعوی، مرافعه، قضیه (حقوق)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کرین
\ kar.in \
اسم
ساختواژه
کر
+ ــ
ین
نگاه کنید به: کرینیدن. 👇
نکته
مثالها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی
Police is trying to find the cause of the accident
پلیس میکوشد کرینِ تصادف را بیابد.
پلیس سعی میکند کرینِ تصادف را پیدا کند.
۳.
ثبت ترجمه
cause
/ ˈkȯz /
verb (T)
عمل کردن بهعنوانِ علتِ یک پدیده، علتِ رُخدادِ پدیدهای شدن، موجب شدن، سبب شدن، علتِ ... بودن، باعثِ ... شدن، موجبِ ... شدن؛
برانگیختن، پدید آوردن، به وجود آوردن، به بار آوردن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کریستن
\ kar.ist.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
نگاه کنید به: کرینیدن. 👇
نکته
صرف فعل
کرینیدن
\ kar.in.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
کر
(ستاکِ برگرفته از ریشهٔ نیاایرانیِ kar به معنای «انجام دادن یا باعث شدن») + ــ
ین
(پسوندِ اسمساز —> بسنجید با: «بالین، زمین») + ــ
یدن
(نشانهٔ مصدر)
نکته
۱- ستاکِ حالِ
کریستن
میشود:
کرین
.(بسنجید با: نشستن —> نشین .)
۲- پیشتر نیز فعلِ "کُنانیدن" از همین ریشه در زبان فارسی به معنایی بسیار نزدیک به معنای to cause بهکار رفته است.
ریشهشناسی
صرف فعل
مثالها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی
The bright light caused her to blink.
نورِ زننده چشمک زدنِ او را کرینید.
روشنیِ نور کرینید (کریست) که او چشمک بزند.
۳.
ثبت ترجمه
دیدگاهها
ثبت دیدگاه