twist
به همرسانی
/ ˈtwist /
verb (T)
پیچیدن یا بستنِ دورِ چیزی؛
پیچاندن، تاب دادن؛
درست کردن یا ساختنِ طناب و غیره؛
مچاله کردن، له کردن؛
چرخاندن، گرداندن، برگرداندن؛
باعث شدن که ... پیچ بخورد (مچ و غیره)؛
تحریف کردن یا مخدوش کردنِ گفته و غیره
twist
/ ˈtwist /
verb (I)
پیچیدن، حلقه زدن، تاب خوردن؛
مچاله شدن، له شدن؛
چرخیدن، برگشتن؛
پیچ و واپیچ رفتن یا پیچ و تاب خوردنِ جاده و رود
twist
/ ˈtwist /
noun
پیچ؛
تاب؛
پیچوتاب، تابخوردگی؛
مارپیچ؛
پیچ (در جاده و رودخانه)؛
تغییر، تحول، دگرگونی؛
گرایش، تمایل؛
تویست (رقص)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه