twig
به همرسانی
/ ˈtwig /
noun
شاخهٔ کوچک، سرشاخه، ترکه (در درخت)
twig
/ ˈtwig /
verb (I)
فهمیدن، متوجه شدن، دوزاریِ کسی افتادن، کسی حالیش شدن، بو بردن، دریافتن، دیدن، کسی دستگیرش شدن (در بریتانیا، محاوره)
twig
/ ˈtwig /
verb (T)
فهمیدن، متوجه شدن، دوزاریِ کسی افتادن، کسی حالیش شدن، بو بردن، دریافتن، دیدن، کسی دستگیرش شدن (در بریتانیا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه