چرخاندن، گرداندن، پیچاندن؛
برگرداندن، چرخاندن، اینرو آنرو کردن؛
پشتورو کردنِ لباس؛
به طرفِ ... نشانه گرفتن، به طرفِ ... گرفتن، به سوی ... روانه کردن؛
متوجهِ ... کردن؛
روانه کردن؛
وِل کردن، رها کردن، به حالِ خود گذاشتن؛
برگرداندن، تا زدن؛
زدن یا اجرا کردنِ معلق، بالانس و غیره؛
کردن (همراه با صفت)؛
خراطی کردن، تراش دادن، شکل دادن (چوب و غیره)؛
ترش کردن، ترشاندن، برّاندن، خراب کردن (شیر)؛
به هم زدنِ دل و حال