smell
به همرسانی
/ ˈsmel /
noun
بویایی، شامه؛
بو، عطر، رایحه؛
بوی بد، بوی گند؛
استشمام، بو کردن، بوییدن، بوکشیدن
smell
/ ˈsmel /
verb (T)
بوی ... را احساس کردن، بوی ... را فهمیدن، بوی ... را شنیدن، بوی ... به مشامِ کسی خوردن؛
بو کردن، بو کشیدن، بوییدن؛
احساس کردن، بو کشیدن (خطر، حادثه)(پیشاپیش)؛
بو بردن که
smell
/ ˈsmel /
verb (I)
بویایی داشتن، بو را فهمیدن؛
بو دادن، بوی بد دادن؛
بو گرفتن؛
بوی ... دادن (همراه با صفت)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه