small
به همرسانی
/ ˈsmȯl /
adjective
کوچک؛
کم، اندک (مقدار، جمعیت، تأثیر)؛
کوچک، بچّه (شخص)؛
جزء، خردهپا (تاجر، کشاورز و غیره)؛
کوچک (شرکت)؛
بیاهمیت، پیش پاافتاده، جزئی، ناچیز (مسئله، تعبیر و غیره)؛
حقیر، پَست، فرومایه
small
/ ˈsmȯl /
adverb
به قطعاتِ کوچک، ریزریز؛
خیلی کوچک، در اندازۀ کوچک، ریز
small
/ ˈsmȯl /
noun
لباسهای زیر (در بریتانیا، محاوره، در جمع، smalls)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه