smack
به همرسانی
/ ˈsmak /
noun
ضربۀ کفِ دست، کفِ دست؛
سیلی، کشیده؛
صدای کفِ دستی، صدای سیلی؛
ملچملوچ؛
ماچ، ماچِ آبدار (محاوره)؛
ضربه
smack
/ ˈsmak /
verb (T)
با کفِ دست زدن به، سیلی زدن به، کشیده زدن به؛
ماچ کردن
smack
/ ˈsmak /
adverb
ناگهان، یکهو؛
صاف، یکراست، درست
smack
/ ˈsmak /
noun
قایق ماهیگیری
smack
/ ˈsmak /
noun
طعم، مزه؛
نشان، رنگ، بو، اثر
smack
/ ˈsmak /
noun
هروئین، گرت (در بریتانیا، عامیانه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه