slip through sth
به همرسانی
idiom
از میانِ چیزی به نرمی عبور کردن، از میانِ چیزی بی سروصدا ردّ شدن؛
از چنگِ چیزی دررفتن، از دستِ چیزی فرار کردن؛
از چشمِ کسی دررفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه