slick
به همرسانی
/ ˈslik /
adjective
راحت، آسان، نرم، روان؛
چربزبان، زبانباز، چاچولباز(شخص)(به تحقیر)؛
خوشظاهر، غلط انداز؛
تردست؛
لغزنده، لیز، سُر(جاده و غیره)؛
حرفه ای (تبلیغات، فیلم)؛
درخشان، چشمگیر، خیره کننده
slick
/ ˈslik /
noun
لکهٔ نفتی، لکهٔ بزرگِ نفت (روی دریا و زمین)؛
حوضچهٔ نفت
slick
/ ˈslik /
verb (T)
صاف کردن، روغن زدن (مو)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه