Logo

slander

Spider Icon
/ ˈslan-dər /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسپاز
\ espâz \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
اِسپازه
\ espâz.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • برای همان اِسپاز (افترا) بود که دکتر از همسرش شکایت کرد.
  • او در یادداشتی که نوشته بود اِسپازی (تهمتی) به آن خواننده زده بود.
۳.

slander

/ ˈslan-dər /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

اِسپاختن
\ espâx.t.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
اِسپازیدن
\ espâz.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • حرف‌های من بدین معنا نیست که می‌خواهم کسی را بیِسپازم (به کسی تهمت بزنم) — این‌ها فقط وصفِ رخدادها بود.
  • او متهم شد به این‌که در آگهی‌هایش شرکتِ بازرگانیِ کوروش را اِسپاخته است (به شرکتِ بازرگانیِ کوروش افترا زده است.)
۳.

دیدگاه‌ها