slacken
به همرسانی
/ ˈsla-kən /
verb (I)
شُل شدن، آزاد شدن (طناب وغیره)؛
کساد شدن، از تب و تاب افتادن (بازار)؛
کاهش یافتن، کم شدن، از شدتِ ... کاشته شدن، کند شدن (سرعت، فعالیت)
slacken
/ ˈsla-kən /
verb (T)
شُل کردن، آزاد کردن (طناب و غیره)؛
کم کردن، کاهش دادن، کُند کردن، آهسته کردن (سرعت، فعالیت)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه