slack
به همرسانی
/ ˈslak /
adjective
شُل، آزاد، لق (طناب، اتصال وغیره)؛
بیتوجه، بیدقت؛
سرسری، شُل و وِل (فعالیت، کار)؛
کساد، کاسد، راکد، بیرونق (کاسبی)؛
کم (تقاضا)؛
ساکن (آب و هوا)
slack
/ ˈslak /
verb (I)
تنبلی کردن، سُستی کردن، از زیرِ کار دررفتن
slack
/ ˈslak /
noun
شکم (در طناب وغیره)
slack
/ ˈslak /
noun
گردِ زغال، خاکه زغال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه