skilled
به همرسانی
/ ˈskild /
adjective
ماهر، زبردست، چیرهدست، متبحر، خبره، کارکشته، قابل، کارآزموده؛
باتجربه؛
متخصّص، ماهر (کارگر وغیره)؛
تخصّصی، مستلزمِ تجربه (کارگر وغیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه