get sb into trouble
به همرسانی
phrase
کسی را تو دردسر انداختن، مایهٔ گرفتاریِ کسی شدن، برای کسی مشکل آفریدن؛
آبستن کردن یا حامله کردنِ زنِ مجرد (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه